گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )
94
كورشنامه ( فارسى )
انداختند و راه فرار پيش گرفتند . زنان و متحدين آسوريان كه اين غوغا بديدند شيون و زارى آغاز كردند ، پيرهن چاكزنان و ديوانهوار به هرسو مىگريختند . عدهاى اطفال خود را در آغوش داشتند ، برخى پيراهنهايشان را بر بدن پاره مىكردند ، و بر سر و صورت خود مىكوفتند ، از فراريان استغاثه مىكردند كه آنان را تنها و بىسرور نگذارند ، بلكه به خود آيند و براى حفظ زنان و فرزندان خود مقاومت به خرج دهند . در اين گيرودار ، شاهان متحد ، به كمك بهترين قراولان خود ، در بالاى سنگرها كه اطراف اردوگاهشان بود ، با جلادت و فداكارى جنگ مىكردند و افراد خود را به مقاومت و ستيزه تهييج مىنمودند . كورش كه اين منظره را بديد ، به ملاحظهء اينكه تيراندازى آنان موجب تلفات نشود ، امر داد با قدمى آهستهتر و دور از ميدان تير باشند . در اينجا بود كه تربيت كامل افراد پارسى هويدا شد . زيرا بىدرنگ دستور فرمانده به موقع اجرا گذارده شد و در سراسر ميدان كارزار اجرا شد . و به محض اينكه افراد از ميدان تير دور شدند ، مانند دستهاى كه در روى صحنه با پاى مرتب و آهنگ يكنواخت مىرقصد ، جملگى ، در محلى كه مناسب حال بود ، متوقف شدند و انبوه سربازان مانند ديوار محكمى تهديدكنان آمادهء حملهء ثانوى شدند .